1. اثبات حقانيت تيراختور و تلاش مذبوحانه سايت زرد گل
در نوشته قبل، گفتيم كه پس از اثبات حقانيت تيراختور، پس از بازي بدون توپ محسن تركي در بازي تيراختور- استقلال، رسانههاي زرد، دوباره دست به كار شدهاند تا وجهه تيراختور و طرفدارانش را مخدوش كنند كه در اين ميان سايت گل بد جوري به آب و آتش ميزند. اين سايت پس از انتشار مطلب “آتش خشم هوادار آب مي خواهد و نه هيزم” و سادهدل خطاب كردن هواداران ميليوني تيراختور گويا ارضا نشده و با يك مطلب ديگر با عنوان “یادداشت ویژه؛ درباره پدیده تراکتورسازی درتسخیرپوپولیسم” آنهم با نويسندهاي كه نامي منتسب به موغان را يدك ميكشد، آتش حمله به طرفداران تيراختور را شعلهورتر كردهاست. خوشبختانه هواداران تيراختور هم ساكت ننشسته و جوابيههاي بسيار خوبي دادهاند(1 و 2) كه فكر مي كنم از هر حيث كفايت مي كنند.
اما اين بار بنده به عنوان يك طرفدار مي خواهم يك جواب از نوعي ديگر بدهم. ضرب المثل ديگ به ديگ مي گويد رويت سياه را شنيده بوديم، ولي نشنيده بوديم ديگ به يك ظرف سفيد هم چنين حرفي را بزند. آقاي محترم؛ فلسفه هواداري و تاسيس باشگاههاي مختلف در چيست؟! مگر نه اينكه هر شخص و گروهي مي توانند به ميل خود تيمي را براي خود انتخاب بكنند؟
اصلا به سايت گل و آقاي مغاني، چه ارتباطي دارد كه تابع مطلوبيت آزربايجانيها چگونه بايد تعريف شود؟ اصلا چه كسي به شما وكالت داده كه بياييد و بگوييد يك باشگاه مثل تيراختور چه هدفی بايد براي خود تعريف بكند و براي رسيدن به هدف چه استراتژي در پيش گيرد؟ مگر شما سهامدار يا طرفدار باشگاهيد؟ مي شود دليل ذينفع بودن خود را بگوييد؟ اگر تيراختور و هوادارانش به اين نتيجه رسيدهاند كه براي رسيدن به قهرماني، بايد بازيكناني همچون رودريگو توزي و فلاويو لوپز را به ميدان بفرستد، وگرنه براي مثال در برابر سپاهاني كه جان واريو را دارد، مغلوب خواهدشد، افرادي كه طرفدار تيراختور نيستند چكاره هستند كه لزوم بازيكنسازي و استفاده از بازيكنان بومي توسط تيراختور را مطرح كنند!! اگر شما نگران حال بازيكنان بومي و نيز تضعيف ناخواسته تيمهاي تبريز هستيد چرا پيش از تيراختور، به باشگاه صد در صد مصرف كننده استقلال چنين پيشنهادي نمي كنيد كه مهدي رحمتي اسكويي را به تبريز بفرستد؟! چرا به باشگاه سايپا خطابه نمي نويسيد كه كريم انصاريفرد و غلامنژاد و … را به تبريز و يا به زادگاههاي خود يعني اردبيل برگرداند؟ و البته اي كاش آمار دقيقي از بازيكنان ديگر هم بود. واقعا اين چه خيال خامي است كه گرفتار آنيد و ديوار تيراختور را كوتاه فرض كردهايد. البته كه دليل اين حملات به تيراختور فقط و فقط در آن خلاصه مي شود كه آب به لانه مورچگان جاري شده است. دو تيم پوپوليستي سرخابي تهران مثل سابق نمي توانند سر عوام را فريب دهند!! دو تيمي كه تنها و تنها دليل محبوبيت سابقشان همان تبليغات پوپوليستي رسانهها، و عدم پخش بازيهاي تيمي همچون تيراختور بودهاست. و هم اكنون در عصر ارتباطات، هر طرفداري به نوبه خود رسانه شده، و پر شدن نصف استاديوم آزادي توسط طرفداران تيراختور از چشمها دور نمي ماند.
اصولا چه دليلي بايد وجود داشته باشد تا شخصي كه در سراسكند و ابهر و ميانه و قوشاچاي و خوي و خياو و خلخال زندگي مي كند، بين تيمهاي سرخابي و تيراختور يكي را انتخاب كند؟! اينكه تيراختور را برگزيند كاملا طبيعي است، ولي اگر به خاطر تبليغ شبانه روزي تلويزيون و مطبوعات، بدون دليل مشخص، يكي از تيمهاي استقلال و پيروزي را انتخاب كند بايد شك نمود كه در اين مملكت، شوونيسم از نوع تبليغات پوپوليستي به سود دو تيم خاص تهراني برقرار بودهاست و نه برعكس آن. و خيلي ها كه زماني از اين چؤرك آغاجي نفعي مي بردند، نظاره گر كم و كمتر شدن ميوههاي آنند و چاره كار هم آن است با فرافكني و ضدتبليغات جلوي فربه تر شدن تيم تيراختور را گرفت.
وگرنه سايتي كه فقط و فقط بايد آنچه را كه اين سوي و آن سوي اتفاق مي افتد را نقل كند بيايد و از در نصيحت پدرانه ميليونها آزربايجاني در آيد. سنگين و با وقار در جاي خود بنشينيد و بيش از آنچه هست همه را به ريش خود نخندانيد.
—
2. به جا مانده از يكشنبه سياه؛ بي حرمتي آتيلا حجازي به تبريز
ابتدا مي خواستم، به خاطر مرحوم ناصر حجازي كه هم اصالتا تبريزي بود، و زماني هم در تيم ماشين مربيگري كرده و مشاور گسترش فولاد هم بوده، حداقل دور اين يكي را خط بكشيم؛ ولي وقتي طرف خودش حرمتي براي سرزمين آبا و اجداديش قائل نيست، ما كه طرفدار تيراختوريم چرا بايد ساكت بمانيم؟ “آتيلا حجازي” را مي گويم كه بعد از بازي به جنجال كشيده شده توسط ناداور محسن تركي، حرفهاي زير را بر زبان رانده است:
“اگر در تبريز برنده شوي بايد بميري! من نمي گويم داور اشتباه نکرد اما اين اشتباه ممکن است به نفع تراکتورسازي هم اتفاق بيفتد آن وقت تکليف چيست؟ مگر تا حالا داوران به نفع تراکتور اشتباه نکرده اند؟ همه تيم هايي که براي ديدار با تراکتورسازي به تبريز مي روند بايد ببازند تا خطري تهديدشان نکند و امنيت جاني داشته باشند. به نظر من فرقي نداشت چه کسي مربي تراکتورسازي باشد. شکست دادن اين تيم در تبريز با هر مربي مزه دارد. متاسفانه ما در تبريز اصلا امنيت جاني نداشتيم. واقعا نمي دانم چرا نيروي انتظامي هيچ کاري براي ايجاد امنيت در ورزشگاه انجام نداد. ماموران نيروي انتظامي فقط اتفاقات را تماشا مي کردند. اگر يکي از آن گلولههاي برفي که درون آن سنگ وجود داشت به سر بازيکنان اصابت مي کرد چه کسي مي خواست پاسخگو باشد؟ کميته انضباطي بايد حتما به اتفاقاتي که در تبريز رخ داد رسيدگي کند. بايد تماشاگران اين تيم جوري تنبيه شوند که ديگر از اين کارها نکنند.”
آخر بازاندن به كمك داور چه مزهاي دارد؟! اين برد فقط براي آنها چسبيده كه آزربايجانين وار اولماغين ايستهميرلر! البته او در جايي از سخنانش، اذعان مي كند كه: ” من پارسال هم در تبريز بودم اما اصلا چنين اتفاقاتي را نديده بودم. شخصا توقع بيشتري از هواداران تبريزي داشتم و اصلا فکر نمي کردم آنها چنين رفتارهايي داشته باشند.“، و در نتيجه خودش به صورت تلويحي، معترف است حوادث رقم خورده در اين بازي غيرطبيعي بوده، كه البته به خاطر حلاوت 3 امتياز ارزاني شده توسط داور، يادش مي رود آزربايجان سرزمين پدريش بوده، حداقل به خاطر همين پارسالي كه در قبال به راه افتادن تب فوتبال در تبريز، منتفع شده نمكدان نشكند. در دنياي فوتبال خيلي از بازيكنان هستند كه پس از تعويض تيمشان، در صورت گلزني مقابل تيم قبلي شادي نمي كنند. او كه مي داند در تبريز و آزربايجان 99درصد مردم با تيراختور زندگي مي كنند. او البته فقط به بيان آنچه رخ داده، نمي پردازد و متاسفانه تهمت زده و دروغ هم مي گويد كه تيم هايي كه در تبريز مي برند امنيت جاني ندارند؛ او بايد پاسخگو باشد كه مثلا بعد از برد تيمهايي مثل سپاهان و ذوب آهن در سالهاي گذشته، چند نفر كشته شدند؟! او مي گويد اگر داخل آن گلوله هاي برفي سنگ وجود داشت چه مي شد؟!! چنين مغالطهاي كه حتي خبرنگاران جان بر كف دوربين خبرساز و برنامه نود هم آن را گفتند، مثل آن است كه مثلا گفته شود اگر تماشاگران با مسلسل و خمپاره و تانك وارد استاديوم مي شدند چه مي شد!؟
… در اين مورد ديگر ادامه نمي دهم. يك فاتحه بخوانيد براي روح ناصر حجازي.
—
3. در مورد بازي فرداي تيراختور با نفت در تهران
بازي دور رفت در برابر نفت تهران، و باخت به دليل اشتباه ثابتي و نيز تكرار اشتباهات داوري كه با ماجراي كذايي “پمپ بنزين(!)” الماس خاله، رييس هيات فوتبال رشت هم همراه بود، باعث شد صدر جدول پس از پيروزي مقابل استقلال از دست برود و دورهاي از افول در بازيهاي تيراختور شاهد بوديم. بازي برگشت در استاديوم تختي تهران با حضور هزاران طرفدارا آزربايجاني، مي تواند برعكس دور قبل نقطه شروع دوباره اي براي صعود تيراختور باشد. نتيجه بازيهاي تيراختور در استاديوم تختي معمولا همراه با برد بوده، به جز همين نفت كه در اواخر سال پيش به علت پنالتي تلف شده توسط نصرتي، به يك امتياز قناعت شد. اما اين بار تيراختور و تماشاگرانش با روحيهتر از قبل هستند تا ضمن انتقام بازي رفت، اين موضوع ثابت شود كه خللي بر عزم واراده جهت دستيابي به قهرماني وارد نشدهاست.
نكته ديگري كه در اين مورد بايد گفت، انجام همزمان بازي بلديه با فولاد در تبريز است كه خبر مي رسد، به دليل دربي تهران بازي تيراختور از شبكه استاني پخش نخواهدشد!! اين در حالي است كه دربي تهران روز پنجشنبه برگزار مي شود! و بايد تاسف خورد كه چرا هيچ توجهي به علايق مردم آزربايجان نمي شود. و تاسف بيشتر بايد شامل حال فدراسيون و هيات فوتبال آزربايجان شرقي شود، كه گويا همه تلاششان را مي كنند تا شهرداري بيشترين آسيب ممكن را هم ببيند؟ آيا نمي شد بازي شهرداري و فولاد امروز برگزار مي شد تا تماشاگران بيشتري جهت تشويق به استاديوم ميرفتند؟ به هر حال با توجه احتمال اندك پخش بازي تيراختور از شبكه سهند، جاي اميدواري است، مردم از شهرداري حمايت كنند بلكه اشتباه ناشي از جايگزيني يشيچ با مديرروستا جبران شده و بلديه به دسته يك سقوط نكند.
يازيدان سونرا:
مطلب مربوط به بازي پارسال نفت تهران1-1تيراختور(تصاوير روز: آخرين تشويقهاي دهه هشتاد) / آلبوم تصويري / ويدئويي از تشويق پرشور هواداران (اينديكي تيراختور، بئله آلقيشلا بئش آلتيسين ووراجاق!)/ ويديوي پنالتي پرپر شده توسط نصرتي
تيراختور و بلديهيه، يارينكي اويونلاردا باشاريلار ديلكي ايله





یاشا کی گل و حیجازینین سفسطهلرینه چوخ یاخجی جواب وئرمیسیز.
نه یاخجی کی حیجازی دئمهییپ “هرقار گولهسینده 10-15 قیراملیق تی-.ان.تی.، 235 ایزوتوپو اور-انیوملا زنگینلشتیریلمیش مینی کلاستئر چلیک ساچمالاریلا چئورنمیش ایدی؛ آنجاق…، آنجاق من لاکهید-مارتین مارکالی ان سون آمئریکا-ایسرایل تئکنولوژیسی یارارلانان اینفنتری فایتینق وئهیکل* قوللاندیغیم ایچین بو تراختور یانداشلارینین قورخونج و تهلوکهلی سیلاحیندان آماندا قالدیم.”!
*: Infantry fighting vehicle
تورکجهسین یازدیم، فارسجاسین یانیلماسام بؤیله اولار(!)
“طرفداران تراختور گلولههای برفی پرتاب میکردند که در داخل هر کدام، 10-15 گرم تی-.ان.تی. وجود داشت که در اطراف آن تی-.ان.تی.، گلولههای خو-شهای فولادی که با اور-انیوم ایز-وتوپ 235 غنی سا-زی شده بودند وجود داشت؛ اما…، اما به خاطر اینکه من سوار بر یک نفربر لاکهید-مارتین با آخرین تکنولوژی روز آمریکا-اسرایل بودم از این سلاح وحشتناک و کشنده طرفداران تراختور جان سالم به در بردم.”
هر کس اگر اصالت خود را نادیده بگیرد بدرو مادر خود را نیز نادیده می گیرد وبدون شک روزی خود را نیز نادیده می گیرد.ای کاش اسم خودشو عوض می کرد بدرش به اسم آتیلا که نامی ترکی است افتخار می کرد ولی فرزندش…