لزوم ارتقاي هر چه بيشتر فرهنگ رسانه‌اي در جامعه هواداري تيراختور

فئيسبوك السلطنه‌اي براي تيراختور

در نبود رسانه‌هاي سنتي قوي براي تيم مردمي تيراختور، سايتهاي اينترنتي، وبلاگها، و شبكه‌هاي اجتماعي  متعددي كه در اين مدت سه سال براي تيراختور راه‌اندازي شده، نقش پر رنگي در ايجاد ارتباطات هواداران و نيز تبليغات تيراختور، و در نتيجه گسترش تصاعدي طرفداران تيراختور داشته اند. در اين ميان برخي از سايتها و صفحات، در هر زمينه‌اي از خبر و مقاله و تحليل گرفته تا كليپ و ويدئو و عكس خود توليد كننده محتوا بوده‌اند. ولي برخي ديگر جز كپي كردن صرف، هيچ كار ديگري نكرده‌اند. البته سايتها و صفحاتي هم بوده‌اند كه در كنار توليد محتوا، به نقل مطالب با ذكر منبع پرداخته اند كه روي انتقاد ما با آنها نيست؛ اما يكي از صفحات هست كه احتمالا به دليل زودتر راه اندازي شدن در روزهايي كه تيراختور داشت دوباره به ليگ برتر باز مي گشت، و نيز كپي كردن محتواهاي جالب از اين ور و آن ور، پر بازديد و پر عضو هم هست. اما به جز اضافه كردن مينيمال‌ها (جملات كوتاه)ي به شدت مبالغه‌آميز، در راستاي بيشتر كردن تعداد “لايك” هيچ كار ديگري بلد نيست! البته دو هنر ديگر هم توسط “فوتوشاپ“، و يا “مايكروسافت آفيس پيكچر منجر” از دستشان بر مي‌آيد:

-”كراپ كردن(Crop)” تصاوير، طوري كه زيرنويس‌ و منبع در آنها حذف شود

- دستكاري در Adjustment، و تغيير Brightness و ‍Contrast تصاوير

شخصا به عنوان يك طرفدار تيراختور در اين سه سال، صدها عكس‌ آماتور در مورد تيراختور تهيه كرده‌ام، تا اگر مطلبي در مورد تيراختور مي نويسم، تصاوير ضميمه شده را از زاويه ديد خود، و نه عكاسان حرفه‌اي كنار زمين و معمولا دور از تماشاگران، تهيه كرده باشم و به همين دليل منتي هم بر خوانندگان محترم نيست. نيازي هم به گفتن اين نيست كه آماده كردن يك آلبوم تصويري قابل انتشار چقدر انرژي مي گيرد. در اين ميان برخي از عكسها هم انصافا حداقل به نظر خودم قشنگ از آب در مي آمد و در جاهاي ديگر منتشر مي شد  و اگر بخواهم بهترين و به ياد ماندني‌ترين تصويري را كه بر پرده دوربينم ثبت شد انتخاب كنم مربوط مي شود به جشن آسيايي شدن تيراختور و آتش بازي و شادي بي حد و حصر هواداران پس از آخرين بازي در مقابل ملوان انزلي:

اما صفحه فوق الذكر(تراكتور كلوب 1970) تصوير را با اضافه كردن عبارت بيش از حد مبالغه آميز “اینجا نه آنفیلده، نه نیوکمپ، نه سن سیرو و نه اولترافورد… اینجا ورزشگاه سهند تبریزه و ما هواداران تراختور بزرگ هستیم. این ورزشگاه بزرگترین و زیباترین ورزشگاه دنیاست….دره گرگ ها“، به صورت زير درآورده و منتشر كرده است:

در دفعات مشابه قبلي با يك كامنت يا ايميل، حداقل يك پاسخ حاوي عذرخواهي و وقوع اشتباه دريافت مي كردم و مساله با خوشي حل مي شد. اما اين بار گويا با يك “ادمين السلطنة فيسبوكي” طرف بوديم!! كه متأسفانه نه پاسخي داد، و نه منبع را اضافه كرد. 

جاي اميدواري است، چنين افرادي، يا تغيير رويه داده و حق مالكيت معنوي را رعايت كنند؛ و يا اينكه كاربران با ديدن چنين مواردي، در نيت برخي از صفحات موجود كه شبكه‌هاي اجتماعي موجود كه به جاي “اشتراك(share)” به “كپي و باز نشر، بدون ذكر منبع“ بيشتر تأمل كنند.

پ.ن:

يكي از عواقب عدم ارجاع، ايجاد كدورت ناخواسته است. چند روز قبل، يكي از وبلاگهايي كه تا امروز لينكش در “تيراختوروم” و آدرس فيدش در گوگل ريدرم بود، گويا پس از چند بار اشتراك و دست به دست شدن، عكس فوق الذكر را منتشر كرده بود كه با يك كامنت موضوع را به وي متذكر شدم! ايشان هم پاسخ داده اند: “من اصلا  وب شما خيلي وقته نيومدم. آپلود این عکس هم اینجا هست. من تمامی مقالات شما رو با منبع درج میکنم ولی این عکس رو یکی از دوستانم داد که بزارم رو وب“! چنين پاسخي كه اثري از پذيرش اشتباه در آن نيست، و يك آيكون شاخه گل هم در پايان آن ديده مي شود(!؟)، نشاندهنده اين است كه هنوز خيلي از افراد صاحب وبلاگ (اگر بشود آنچه را منتشر مي كنند وبلاگ ناميد)، به دليل اينكه تا كنون محتواي چنداني توليد نكرده اند، متأسفانه به اهميت كپي رايت هم واقف نيستند و ما هم هر چه بگوييم گويا نرود ميخ آهني در سنگ. يكي از راه حلهاي چنين معضلي، اين مي تواند باشد كه اصولا چرا ما بايد با لينك دادن به چنين جاهايي كه قادر به تشخيص فرع از اصل و دوغ از دوشاب نيستند، موجب اعتبار يافتنشان شويم؟ چنين كاري، يقينا در راستاي ارتقاي هر چه بيشتر فرهنگ رسانه‌اي و رعايت حق مالكيت معنوي در جامعه هواداري تيراختور، مؤثر و مفيد خواهدبود. 


تيراختور از قبل هم معمولي نبود

تيراختور قبلا هم معمولي نبود

خبرورزشي با درج مطلبي با عنوان “تراكتور آسيايي بسته شود”، ظاهرا خواسته تيراختور تقويت شود. ولي با لحني نوشته كه گويا تيراختور براي اينها مصداق ضرب المثل آش كشك خاله است، كه مشخصا به موارد زير مي توان اشاره كرد:

- تراكتورسازي ديگر يك تيم معمولي نيست!!

- مطمئنا هيچ فوتبالدوستي نمي خواهد شاهد باشد كه تراكتورسازي در آسيا زنگ تفريح حريفان باشد!!

در اين مورد بايد پاسخ داد كه اولا تيراختور قبلا هم معمولي نبود. تيمي كه در همان بدو حضور مجدد در ليگ برتر، بيشترين تعداد تماشاگران را در همه جا و در هر شرايط آب و هوايي دارد، و نيامده مدعي شده، هرگز معمولي نبوده است. ولي معلوم نيست چرا آنها وقتي پشتيباني قاطع و منحصر به فرد طرفداران تيراختور را مي ديدند چرا ككشان نمي گزيد و اوضاع را معمولي و غير مهم ارزيابي مي كردند!؟

و ثانيا، تيراختور با همين تيم فعلي كه دارد هر سه تيم سپاهان و استقلال و پيروزي را كه در آسيا از گروه خود صعود كرده‌اند، شكست داده است. بنابراين طرفداران تيراختور هيچ نگراني از اين بابت ندارند كه تيراختور در آسيا به زعم آقايان زنگ تفريح شود!! بلكه طرفداران ميليوني تيراختور بسيار فراتر از اينهاست و اگر تيم تقويت شود نه براي زنگ تفريح نشدن، بلكه براي حضور تمام عيار و تلاش براي كسب عنوان آسيايي است.

تكرار داستان محروميت براي تيراختور

فصل تمام شد ولي باز هم مثل سال قبل، محروميتهايي پيش از شروع فصل بعد، شامل حال تيراختور شد، البته اگر اميرپاشا از تيراختور نرود! البته اين بار به جاي تماشاگران، مربيان دو جلسه حق حضور روي نيمكت را ندارند! داستان هم بر مي گردد به  مشاجره ميان مربيان تيراختور و مس سرچشمه؛ من كه مانده‌ام چرا در اين دعوا حكم مربيان تيراختور سنگين تر است!

دعواي زرگري سر بليت فروشي

يك نكته مغفولي هست كه به آن پرداخته نشده است. همگي در جريان اختلاف سر چگونگي بليت فروشي بازي‌هاي تيراختور هستيم؛ ولي گويا از جزئيات و چند و چون آن زياد مطلع نيستيم؛ ولي چون گفته مي شد چرا نبايد درآمد حاصل از پول بليتها به جيب باشگاه نرود شاكي بوديم.  در بازي تيراختور-ملوان كه بليت را خود باشگاه مي فروخت، در حالي‌كه تخمين، حول و حوش 50 هزار نفر و حداقل چهل هزار نفر بود، تعداد تماشاگران سي و چهار هزار و خرده‌اي اعلام شد؛ ولي گويا دعوا دعواي زرگري بوده است!

نظرسنجي: اگر ‘كمال پاشا’، جايش را به ‘امير پاشا’ نمي داد…

اين روزها كه شايعات نقل و انتقالات داغ است، فقط بايد منتظر ماند و ديد كه بالاخره كي به كجا خواهد رفت. اما آنچه در باشگاههاي ديگر مشخص است ، حتي امثال مديرروستا و دايي و استيلي و … هم مشتري پر و پا قرص دارد، چه برسد به سرمربي تيمي كه فقط با دو سه سوت مغرضانه و غلط، و يا يكي دو تعويض ديرهنگام و … از تصاحب جام قهرماني بازماند و به دومي قناعت كرد؛ يعني امير قلعه‌ نويي كه افتخارات مربيگري‌اش بسيار است. حالا هم فصل تمام شده و به نظر مي رسد قلعه‌نويي در تيراختور لااقل يك سال ديگر خواهد ماند و ما هم از اين بابت خوشحال خواهيم شد. اما در اين ميان بازار گرمي‌هايي هم اگر بشود طبيعي است و بنابراين اين هم بايد طبيعي باشد كه در زمان عقب بر گرديم و ببينيم، اگر كمال پاشا جايش را به اميرپاشا نمي داد، آيا تيراختوري كه در يك روند صعودي، در سال اول حضور در ليگ برتر هفتم(كه بايد سهميه را كسب مي كرد)، و در سال دوم پنجم شد(كه بايد دوم يا قهرمان مي شد)، آيا در ليگ اين فصل كه تعداد مدعيانش كمتر هم شده بود و تيم پنجاه امتيازي صبا آسيايي شد، حداقل رتبه سومي را از آن خود كند!؟ البته همانطور كه در سطور فوق ذكر شد، تيراختور امسال بايد با بالاي 70 امتياز قهرماني را با اقتدار از آن خود مي كرد و نمي خواهيم از ارزشهاي قلعه‌نويي بكاهيم؛ ولي در فوتبال حرفه‌اي، از آنجا كه عواملي چون”صرفه اقتصادي” و  بهره‌وري  اهمييت دارند، سؤال زير هم مطرح مي شود. لطفا شما هم در نظرسنجي”اگر كمالوند ابقاء مي شد و قلعه نويي به جاي او نمي آمد، تيراختور در اين فصل، چند امتياز كسب مي كرد؟” شركت كنيد:

گرچک شامپیون(قهرمان حقیقی) : تیراختور

گئچمیش یاریشلاردا بیر-ایکی اویوندا، اوتماغا حسرت چکمک، ایسته میرم! چونکو دونن تیراختور سانکی گرچک شامپیون ایدی. تبریز و آزربایجانداکی سئوینج و شنلیک شامپیون آدلانلارین ویجدانیندا بو سورغونو یاراتدی کی: “گرچک دن بیز شامپیون اولماغا لاییق ایدیک یوخسا آزربایجانین تیراختورو!؟”. هر حالدا تیراختور آسیایا گئتمک سهمیه سی نی قازانیب و بو قهرمانلیقدان اؤنملی دیر. تیراختورو آسیا و دونیانین زیروه لرینده گؤرمک ایسته ییریک.

دونن کی یاریشدان بیر آز ویدئو و نئچه گؤرونتو حاضیرلامیشام؛ آشاغیدا باخابیلرسیز:

ویدئویی از شادی هواداران تیراختور به دلیل آسیایی شدن تیم محبوب آزربایجان در بازی تیراختور2-0 ملوان

گؤرونتولری سئچیلمیشلری / تصاویر برگزیده از آلبوم تصویری از حواشی بازی تیراختور آزربایجان 2-0 ملوان انزلی:

بوتون گؤرونتولر توپلوسو/ بقیه تصاویر:

Tiraxtur-Asiya-Shenlik.4shared.com

تشنه برگشتن دوباره از سرچشمه، و مشخص شدن اهميت نيمكت

- بعد از تساوي بدون گل تيراختور مقابل مس سرچشمه و بازهم بازگشت تشنه  از سرچشمه، در حالي كه يك هفته به انتهاي مسابقات مانده يك نگاهي به جدول مي كنيم. تيراختور با 55 گل زده و از آن سوي سرچشمه با 54 گل خورده ركورددارند! جالب است كه از 55 گل زده و 54 گل خورده، هيچ گلي به دو بازي رفت و برگشت سر و ته جدول مربوط نمي شود!

- به سياهه امتيازاتي كه تيراختور از بقيه تيمها گرفته نگاه مي كنيم. دو تيم نفت تهران و صباي قم كمترين امتياز ممكن، يعني يك امتياز را به تيراختور داده‌اند. بعد از اين دو تيم همين مس سرچشمه اي كه هفته‌هاست سقوطش مسجل شده قرار دارد! در حالي‌كه تيراختور با همه قشون كشي‌ها انرژي‌هايش را در منازعات فرسايشي مربوط به تيمهايي همچون استقلال و سپاهان و پيروزي بوده، با اين همه دبدبه و كبكبه طرفداران، بالاخره نتوانست گلي وارد دروازه تيراختور مس سرچشمه بكند. و جاي تعجب دارد، باغ آبادي(دستيار قلعه نويي) بعد از بازي گفته است كه : “مس سرچشمه بايد از اين فوتبال خود خجالت بكشد!”. مگر شما انتظار داشتيد كه آنها رو به ضدفوتبال نياورده، مثل بازي با همشهري خود و يا استقلال تهران بگويند بفرماييد، گل بزنيد؟!  البته گويا درگيري هم ميان كادر فني دو تيم بوده، كه اين باز بر مي گردد به تيراختور كه چرا بايد كار به آنجا برسد كه كادر فني تيم مدعي قهرماني با مربيان تيم سقوط كرده، كري خواني بكنند!؟ اين اصلا در شأن باشگاهي بزرگ مثل تيراختور نيست. با اينكه احتمال پيروزي مس سرچشمه در اصفهان مقابل سپاهان به صفر ميل مي كند، اما باز هم حرفه‌اي نبود كه با آنها به مشاجره بپردازند.

- فلاش بكي به بازي با تيم پرسپوليس مي زنيم. با ورود كياني و ابراهيمي، موتور تيراختور به خوبي ريست شده و هر شوتي كه روانه دراوزه حريف مي شود، بوي گل مي دهد. تيم سه هيچ جلو است. و ديگر هيچ استرسي بر بازي حاكم نيست! اگر بخواهيم با ادبيات رويانيان مديرعامل پيروزي حرف بزينم كه  مي گفت، اگر او درون دروازه مي ايستاد بهتر از معمار زاده توپ مي گرفت، ما هم مي توانيم بگوييم، بالعكس، اگر پيرترين طرفدار تيراختور، يعني حاجي عبدالله هم وارد بازي مي شد مي توانست از سي متري با شوتي آرام دروازه پيروزي را باز كند. با اين حال متوجه نشديم كه چرا محمد ابراهيمي ملقب به F14 بعد از زدن گل، چنان از خود بيخود شد كه پيراهنش را از تنش كند و ما هم با ديدن عبارت “تيراختور” در پشت او چنان بي‌خود شديم كه يادمان رفت به خاطر يك گل نه چندان مهم، در بازي بعد مقابل تيم ته جدولي، چنان قحطسالي در نيمكت حاكم خواهد بود، كه “آل نعمه” مدافع، به جاي “علي عليزاده” وارد ميدان شود تا يكي از بازيكنان جلوتر برود تا شايد فرجي حاصل شود؛ و موقعي‌ به خود آمديم كه سوت پايان بازي را زدند و تشنگي مان در سرچشمه در حالي كه دربي اصفهان هم به تساوي كشيد صد چندان شد!! نتيجه بد اين بازي، يك خوبي داشت و آن اينكه دوباره حواسها به اهميت نيمكت برگشت تا همه بدانند در فصل قبل روي نيمكت هم شاهد بازيكنان طراز اولي باشيم.

- ديروز انتظارات همزمان متعددي براي تيراختور و بلديه داشتيم كه فقط يكي از آنها برآورده شد، و آن توقف سپاهان بود! در حالي كه رقباي سقوط نكردن شهرداري، يعني ملوان و راه آهن بردند، بلديه  در استاديوم خالي از تماشاگر مساوي مي كند، تا ”تپه‌سي اوستده” به ليگ يك سقوط كند. ما خيلي گفتيم كه ملت چرا نمي روند از تيم دوم آزربايجان دفاع بكنند و از التماس كردن هم خسته شديم! وقتي مردم نمي روند، حتما يك دليلي دارد؛ شايد از تماشاي تلويزيوني برد پرگل تيراختور مقابل مس سرچشمه لذت ببرند؛ حالا پنج شش هزار نفر متعصب تر و غيرتمندتر هستند كه در چنين مواقعي اداي وظيفه بكنند؛ كه البته اين بار آنها هم نبودند تا تيم سهرابي سقوط كند و حداقل مزيتي كه اين سقوط دارد آن است كه فصل بعد 100 درصد وقتمان را معطوف تيراختور مي كنيم.

- برگرديم به موضوع تيراختور. البته كه ما بيشتر از قهرماني به دنبال راهيابي مستقيم به بازيهاي آسيايي بوديم و حداقل براي يك شب، “عئيبي يوخ” تظاهري بيش نيست! تا اينكه جناب آذرنيا سرپرست تيم، در تماس تلفني با موج فوتبال، مي گويد كه كفاشيان به قلعه نويي گفته كه از سال بعد به احتمال قوي تعداد سهميه‌ها از دو و نيم به سه و نيم افزايش پيدا خواهدكرد و ما هم كمي آسوده مي شويم. الان مي شود فهميد كه تعيين سهميه‌ها بيش از آنچه به ارزيابي كارشناسي AFC مربوط شود، به خود فدراسيون بر مي گردد. به هر حال اميدواريم، مسؤولان تيراختور و ورزش آزربايجان نيز در اين مورد معايب و نقايص موجود در باشگاه و استاديوم را برطرف كنند تا هيچ بهانه‌اي پيش نيايد كه چرا سهميه كم شد!

پيشتازي طرفداران تيراختور-بارسا

نظرسنجي گل و پيشتازي تيراختور

سايت گل يك نظرسنجي راه انداخته با عنوان “نظرسنجی بزرگ سایت گل برای اولین بار : طرفدار کدام دو تیم هستید ؟ / از بارسلونا و رئال مادرید تا استقلال و پرسپولیس“؛ كه در آن باز هم ذهنيت سرخابي مشاهده مي شود. با اينكه در يك نظرسنجي اينترنتي بسيار خوب است كه نتيجه به طور آنلاين نشان داده شود، بايد راي داد و منتظر اعلام آن از سوي خود سايت شد! ولي از كامنتهاي سايت گل مشخص است كه حداقل نيمي از نظرات متعلق به طرفداران تيراختور است كه اگر در نظرسنجي فوق الذكر نتيجه ديگري حاصل مي شد موجب تعجب مي شد. در هر صورت در آخرين آماري كه از نتايج منتشر شده از 7000 راي داده شده، 34 درصد آرا متعلق به طرفداران تيراختور-بارسا و 10 درصد نير به طرفداران تيراختور-رئال مي باشد. يعني 44 درصد از كل آرا مربوط به طرفداران تيراختور است. فكر مي كنم اين ده درصدي كه به تيراختور-رئال راي داده‌اند به خاطر نحوه بازي رئال راي داده اند؛ وگرنه، از لحاظ مكتب طرفداري نبايد رابطه‌اي معنادار ميان تيراختور و رئال باشد! من خودم به علت فلسفه وجودي و طرفداري بارسلونا به گزينه تيراختور – بارسلونا راي دادم، و گرنه سبك بازيشان بيش از حد تكراري است؛ طوري كه تيمي مثل چلسي با دفاع مطلق توانست بارسلون را شكست دهد.

بازي فرداي تيراختور با سرچشمه

با اينكه در نيم فصل اول، سرچشمه خودش با پاي خودش تبريز آمد و تيراختور در حضور طرفدارانش نتوانست تشنگي خود را بطرف كند؛ اما اين بار نبايد نگران بود؛ چون اولا سقوط مس حتمي شده و در بازي فردا به جز حركتهاي انفرادي بازيكنان سرچشمه، جهت “خودي نشان دادن مقابل  تيراختور، براي پيدا كردن باشگاه در فصل بعد” ، نبايد خطر ديگري تيراختور را تهديد كند. از سوي ديگر اگر به كل بازيهاي اين فصل تيراختور نگاه بكنيم، هر سه تيمي كه توانسته‌اند با يك بازي بسته در تبريز يك مساوي بگيرند، در خانه خود باخته‌اند:

تيراختور 1-1 راه آهن / راه آهن 0-1 تيراختور

تيراختور 2-2 سايپا / سايپا 0-1 تيراختور

فجر سپاسي 1-2 تيراختور / تيراختور 0-0 فجر سپاسي

بنابراين اگر اين روند تكرار شود، مس سرچشمه بايد در خانه خود ببازد. البته سه كارته شدن ابراهيمي و حاج صفي، و مصدميت حاتمي كار را براي نتيجه گرفتن تيراختور كمي سخت خواهد كرد.

احتمال پايين تباني در اصفهان

به عنوان كسي كه نزديك پنج سال از عمرم را در اصفهان گذرانده‌ام، به خوبي با اصفهاني‌ها آشنا هستم. آنها زرنگ‌تر از اين حرفها هستند كه اگر هم بخواهند تباني كنند، جلوي همديگر از اين كارها بكنند! اگر كارهايي خارج از زمين فوبتال رقم خورده باشد، به هفته‌هاي قبل، و مثلا به محروميت ناگهاني توزي در بازي تيراختور و نتايج عجيب و غريب سپاهان با فولاد اهواز و ملوان بر مي گردد.

اين هم بماند كه سپاهان حتي اگر مقابل ذوب آهن مساوي كند يا ببازد، يقينا سرچشمه را خواهد برد و اگر سرچشمه بتواند سپاهان را در اصفهان متوقف كند، آن قدرت را هم خواهد داشت كه تيراختور را ببرد! با توجه به شائبه هاي موجود در هفته هاي اخير اگر ديديد سپاهان به ذوب آهن باخت يا مساوي كرد اصلا تعجب نكنيد؛ پيام چنين نتيجه‌اي، اظهر من الشمس است! بنابراين تيراختور بايد به فكر برد با تعداد گلهاي بالا باشد؛ وگرنه تكليف قهرماني در بازيهاي فردا، 99 درصد مشخص خواهدشد.

بازيكنان هميشه تاثيرگذار تيراختور

اينكه در يكي از پستهاي قبل نظرسنجي “پنج بازيكن هميشه مؤثر تيراختور” به راه انداخته شد، يك دليل عمده داشت و آن اينكه پيامي به آن دسته از بازيكناني كه با وجود تاثير گذاري كمتر، حاشيه سازي مي كنند صادر شود كه چرا مؤثرترين بازيكنان اهل ادعا و خود برتر بيني نبوده اند؟

مطابق با نتايج اين نظرسنجي فلاويو لوپز، محسن فروزان، مرتضي اسدي، احسان حاج صفي و رودريگو توزي (و نيز محمد ابراهيمي) با اختلاف فاحشي نسبت به بقيه، سبقت گرفته‌اند و در حقيقت اگر به همه بازيها نگاهي بكنيم، هميشه پاي اين بازيكنان در موفقيتهاي تيراختور در ميان است. البته فوتبال ورزشي تيمي است كه همه بقيه بازيكنان در نتايج نقش دارند و منظور ما هم فقط اين بود كه مشخص شود تعدادي از بازيكنان كمتر دچار نزول شده اند و اگر اين نظرسنجي را پارسال انجام مي داديم شايد فقط يكي دو بازيكن هميشه در اوج بودند و اين يك نقطه مثبت در تكامل تيراختور است. در اين ميان، يكي از بازيكنان، گويا موهبت حضور در تيمي چون تيراختور را قدر ندانسته است. او كه بايد به خاطر گذراندن خدمت سربازي‌اش در تيمي چون تيراختور بسيار هم ممنون باشد، به خاطر تعويض شدنش در بازي با پيروزي حرفهاي نامناسبي زده و از شرايط سختش در تيراختور صحبت كرده است، در حالي كه او مي توانست با خاطره خوش از تيراختور برود. خيلي از بازيكنان آرزوي مطرح شدن با پيراهن تيراختور را دارند. البته او قبل از آمدن به تيراختور هم مطرح بود، ولي واقعيت اين است وقتي مهدي كياني به جاي او به ميدان آمد، تيراختوري كه شانس آورد در نيمه اول بازنده به رختكن نرفت، در نيمه دوم پرسپوليس را فتيله پيچ كرد.

بلديه نيازمند حمايت هواداران

فردا بلديه هم يك بازي حياتي مقابل فجر سپاسي دارد و از آنجا كه همزمان با بازي تيراختور خواهدبود، احتمال دارد هواداران كمي در استاديوم حضور يابند. اميدواريم، با توجه به اينكه در چند هفته اخير تيم دوم آزربايجان نمايش خوبي از خود به نمايش گذاشته و يكي از رقباي تيراختور را از كورس قهرماني كنار زده، هواداران حتما به استاديوم بروند تا بلديه انگيزه لازم را براي داشته باشد. بازي هفته آخر بلديه در مقابل داماشي خواهد بود كه سقوط تهديدش نمي كند.

محبوبترين هوادار تيراختور

سمبل هواداران كودك تيراختور

اين همه با تماشاي برنامه نود خود را زجر داديم، ولي هفته‌اي كه گويا فردوسي‌پور قصد آشتي با هواداران تيراختور را داشته، به دليل تغيير زمان پخش از دوشنبه يه يكشنبه موفق به ديدن اين برنامه نشديم! بعدا در سايتها ديدم در حواشي مربوط به بازي تيراختور4-1 پيروزي، صحنه‌هاي مربوط به خواندن شعر معروف “منيم ديلين اؤلن دئييل” توسط يك كودك هوادار تيراختور پخش شده كه خيلي دور از انتظار بود. و بايد از عوامل برنامه نود فقط به خاطر اين تشكر كرد و اميدواريم هميشه عامل فرهنگي موجود در ميان هواداران تيراختور را نيز پوشش دهند. اما همانقدر كه هواداران تيراختور بابت پخش اين صحنه ها خوشحال شده‌اند، همانهايي كه تا هفته قبل از عدل و انصاف برنامه نود دم مي زدند، اين بار برنامه نود را محكوم كرده اند كه چرا چنين صحنه هاي تهديدآميزي را پخش كرده است! و در يك اهانت آشكار آن بچه را به خواندن طوطي وار يك شعر منتسب به گروههايي عجيب و غريب كرده، كه اساسا در آزربايجان وجود خارجي ندارند. گويا اين سايت خيلي خوشحال مي شود اگر برنامه نود فقط صحنه‌هاي غيرفرهنگي، و فحاشي لومپنهاي سرخابي را نشان دهد. بيش از اين به هتاكي و گستاخي سايت مزبور نمي پردازيم كه هر عقل سليمي با ديدن آن خزعبلات، به جز خنده هيچ واكنش ديگري نشان نخواهد داد.

سپاهان براي خود حق شكايت قائل است، تيراختور نه!

در حالي كه سپاهان شانس بيشتري براي قهرماني دارد، هنوز هم دست بردار ماجراي محروميت كذايي رودريگو توزي و لغو آن به دليل اعتراض تيراختور نيست و بالاخره به فيفا شكايت كرده است. ابتدا بايد گفت اين اقدامات يا جهت تحريف اذهان عمومي از بردهاي مشكوك سپاهان، و يا به دليل واهمه از سبقت گرفتن و تصاحب جام توسط تيراختور است و بنابراين تيراختور حتما و حتما بايد در اين دو بازي با قدرت كامل بازي كند. و در ثاني، اينكه مسؤولان سپاهان جق اعتراض به مجامع جهاني را مطابق با آيين‌نامه‌هاي داخلي كشور براي خود قائلند، ولي مسؤولان تيراختور مثلا در مورد ماجراي نادواري شبه عمد در بازي تيراختور-استقلال و نيز دستهاي پشت پرده سپاهان جهت محروميت توزي، اعلام كردند كه براي حفظ آبروي فوتبال ملي سكوت مي كنند، در نوع خود شگفت آور است. آيا باشگاه سپاهان، “برابرتر” از بقيه است؟! از سوي ديگر مديرعامل تيراختور در مورد شكايت باشگاه سپاهان گفته بگذار شكايت كنند ببينيم به كجا مي رسند! درست است كه آنها به هيچ كجا نمي رسند، ولي حق طرفداران تيراختور چه مي شود؟

تيراختور در حال بلوغ، سرخابي‌ها رو به زوال

پس لرزه‌هاي تحميل شكست سنگين از سوي تيراختور به پيروزي ادامه‌ دارد. دنيزلي كه حتي در صورت شكست خانگي برابر سايپا اينقدر مورد عتاب و خطاب و انتقاد قرار نگرفته بود و حتي فقط از او انتظار داشتند به بازيهاي داخلي به مثابه بازيهاي تداركاتي نگاه كند، حالا شديدا مورد انتقاد قرار مي گيرد. چون اين بار شكست در برابر تيمي همچون سايپا نيست كه هوادارانش حتي كمتر از تعداد كل جمعيت خانواده‌هاي بازيكنانش باشد. اين بار پرسپوليس در برابر تيمي تحقير شده كه  نه از لحاظ كسب عنوان و جام و قهرماني، بلكه يك رقيب سرسخت و مدعي در داشتن محبوبيت است. بنابراين تيمي كه محبوبيت سنتي خود را در مديون تبليغات رسانه‌هاست، بايد جهت قد علم كردن دوباره از تبليغات مدد بگيرد.

بونو دانان وارمي؟

يكي از روزنامه‌ها در تحليل شكست سنگين پيروزي با نوشتن اينكه: ”پاشنه آشيل بزرگ پرسپوليس دنيزلي شكست‌هاي سنگين و اغلب چهار گله‌اي است كه او در مصاف با تيم‌هاي نه چندان مطرح متحمل مي‌شود.”، خواسته است اولا بگويد پرسپوليس مشكل فني در حد يك پاشنه آشيل دارد و از سوي ديگر غول جديد تيراختور را در حالي كه يكي از دو مدعي قهرماني است و از لحاظ هوادار هم ركورد بيشترين تعداد تماشاگر را به خود اختصاص داده، و در باشگاه آزادي نصف سكوها را از آن خود كرده، به رديف تيمي همچون سايپا تنزل داده و نه چندان مطرح بداند! البته كه نسبت نه چندان مطرح را در حد يك نوع تخليه عقده و يا يك مزاح پذيرفته و به آن نمي پردازيم، اما آيا مشكل تيمي مثل پرسپوليس فقط “فني” است و ارتباط به كيفيت بازيكنان و مربيان دارد؟! آيا مي توان با اسب تروايي كه آشيل درون آن مشكل پاشنه نداشته باشد، استاديوم بزرگ تبريز را به تسخير درآورد!!؟ همه مي دانيم كه چنين نيست. پرسپوليس در جذب ستاره هيچ مشكلي ندارد و همه ابزارها و امكانات مالي و تبليغاتي و پشت پرده را هم جهت به خدمت گرفتن بهترينها را دارد. ولي چرا باز چنين فاجعه بار مي بازد؟ تيم استقلال چرا با اين همه ستاره و پشتيباني و … بالاخره دستش از جام قهرماني كوتاه شد؟! مشكل چيز ديگري است كه در علم مديريت از آن با عنوان زوال سازماني ياد مي شود.

در مديريت براي سازمانها يك چرخه عمر قائل هستند كه شامل چهر مرحله است: 1-رشد، 2-بلوغ، 3-زوال، و 4- مرگ. باشگاه‌هاي فوتبال از لحاظ نحوه مديريت، تقريبا شبيه سازمانها هستند و چرخه عمري شبيه سازمانهاي مختلف دارند؛ البته با اين تفاوت كه اگر باشگاهها مبناي هويتي اصيل نداشته باشند، در كوتاه مدت متلاشي مي شوند. مثل باشگاههايي مثل كشاورز، بهمن، استيل آذين؛ و حتي اگر بيشتر از اين هم عمر كنند بالاخره فرو مي پاشند مثل تيم پاس تهران. دليل كوتاه بودن چرخه عمر اين باشگاه نبود حمايت مردمي است. در اين ميان باشگاههايي هستند كه به اصطلاح داراي فاكتور به اصطلاح هويتي هستند، مثل همين دو باشگاه سرخابي كه مرحله بلوغشان تا اواسط دهه هشتاد بود كه مي توان روي كيفيت فاكتور هويتي اين باشگاهها بحث كرد. اين دو تيم اكنون به دليل درگير شدن با مشكلات خود خواسته جهت دو قطبي كردن فوتبال، دچار مشكلات حاد حاشيه‌اي درون سازماني و بيرون سازماني شده اند. به جرات مي توان گفت محبوبيت اين باشگاه از ساليان دور فقط و فقط از تبليغات رسانه‌اي نشأت گرفته و نه چيز ديگر. مي توان گفت در گستردن حوزه هواداري دو تيم سرخابي فراتر از ظرفيت و به گونه اي نامتناسب عمل شده است. مرحله رشد و بلوغ اين دو باشگاه هم درست در زماني بوده كه گردش اطلاعات و اخبار بسيار محدود بوده و درست از زماني كه انحصار رسانه‌اي شكسته مي شود، باشگاههاي به ظاهر رو به زوالي همچون تيراختور قد علم مي كنند و تركيب هواداري را، نه در چندين سال بلكه در عرض چندين ماه به هم مي ريزند.

بازيكنان تيراختور هم به اهميت مؤلفه هويت و فرهنگ در ميان طرفداران تيراختور واقفند - عكس از مهرورز احمدي

 البته نمي خواهيم بگوييم اين دو تيم سرخابي به مرحله زوال كامل و مرگ خواهند رسيد، بلكه موازنه تركيب جمعيتي هواداران هنوز هم در حال تغيير به سود تيراختور در جريان است. هنوز جعيت قابل توجهي هم هستند كه دسترسي كامل به اخبار نداشته و تحت تاثير و القاي غلط و مغرضانه رسانه‌هاي سنتي، استقلال و پرسپوليس را حتي با وجود شكستهاي سنگين، تنهاي تيمهاي مطرح موجود مي دانند و البته به  مرور اين دسته هم متوجه خواهندشد. اين دو باشگاه و حمايت كنندگان آن از هر صنف و گروهي، به خصوص مبلغان رسانه‌ايش بايد بدانند، عصر فوتبال دو قطبي عملا به پايان خود رسيده است. آنها بايد آسيب شناسي را درست انجام دهند، و در حد معقول و منطقي جهت احياي تيمهاي خود پرداخته و دست از زياده خواهي بردارند و خود را با تغييرات اجتماعي وفق دهند و در صورت تمايل براي بقاء، بر انتشار اخبار و تحليلهاي جهت دار اصرار نورزند،  وگرنه، بهترين بازيكنان و مربيان هم بخواهند در برابر قدرت عظيمي كه آن را غير مطرح مي دانند، قرار گيرند، يا به دليل ترس به تبريز نخواهندرفت، و يا اينكه پنالتي را به بيرون خواهند زد! و چه بسا، با شكستهاي تحقيرآميزتري هم روبرو خواهندشد.

در خاتمه شايد، براي خوانندگان اين سؤال مطرح شود كه آيا چرخه فوق براي تيم همچون تيراختور هم مي تواند مصداق داشته باشد، كه بايد گفت تيراختور به دليل داشتن هويتي فراتر از فوتبال و حرفه و تجارت صرف، زوال ناپذير است. باشگاههاي بزرگ و كوچكي در كشورهاي ديگر هستند كه بيش از صد سال مثل تيمهاي جوان به حيات خود ادامه مي دهند.تيراختور اگر زوال پذير بود بعد از سقوط به دسته اول، به قول شهريار؛ حالا حتي “بير قورو آد“(يك نام خشك و خالي) هم نداشت! صعود و نزول مقطعيمي تواند وجود داشته باشد(البته نه در حد عجيب و غريب تبعيد هفت ساله به ليگ يك، كه از اين به بعد انتظارات فقط در حد كسب عنوان در آسيا خواهدبود) ، ولي چون پاي هويت بالنده و با افتخاري در ميان است نه تنها زوالي در ميان نخواهدبود، بلكه آينده درخشاني هم در انتظار تيم محبوب آزربايجان است.